الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
500
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
گوسفندانش روى باقى ماندهء تخت كسرى مىرفتند ، سلمان گفت : اين واقعا از عجيبترين امورى است كه ما دربارهء آن سخن گفتهايم . « 1 » هان اى دل عبرتبين از ديده نظر كن هان * ايوان مدائن را آينهء عبرت دان آنگاه امام عليه السّلام به شرح حال پيشينيان در چند جملهء كوتاه پرداخته ، مىفرمايد : « همانها كه شير از پستان دنيا دوشيدند و به فريب آن گرفتار شدند ، مدّت آن را به پايان بردند و تازههاى آن را كهنه ساختند و سرانجام كاخها و مساكن آنها گورستان شد و ثروتهايشان ، ميراث براى ديگران . ( چنان از دنيا بيگانه شدند كه ) كسى كه نزد آنان برود وى را نمىشناسند و به آنها كه برايشان گريه مىكنند اهمّيّت نمىدهند و به كسانىكه آنان را صدا زنند پاسخ نمىگويند » ؛ ( الّذين احتلبوا « 2 » درّتها « 3 » ، و أصابوا غرّتها « 4 » ، و أفنوا عدّتها ، و أخلقوا « 5 » جدّتها « 6 » . و أصبحت مساكنهم أجداثا « 7 » ، و أموالهم ميراثا . لا يعرفون من أتاهم ، و لا يحفلون « 8 » من بكاهم و لا يجيبون من دعاهم ) . جملههاى « الّذين احتلبوا درّتها ، و أصابوا غرّتها . . . » اشاره به كسانى است كه از تمام امكانات دنيا بهرهمند شدند . گويى شيرى كه در پستان دنيا بود تا آخر دوشيدند و نوشيدند و از همهء زر و زيورها و زرق و برقها و لذّات دنيا بهره گرفتند ؛ ولى چيزى نگذشت كه طبق جملهء « و أصبحت مساكنهم أجداثا »
--> ( 1 ) . البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 148 . ( 2 ) . « احتلبوا » از ريشهء « حلب » بر وزن « طرب » و « طب » بر وزن « حرب » به معناى دوشيدن شير گرفته شده است . ( 3 ) . « درّة » به معناى شير يا شير فراوان است . ( 4 ) . « غرّة » به معناى سهل انگارى و غفلت است . ( 5 ) . « أخلقوا » از ريشهء « اخلاق » به معناى كهنه كردن و از ريشهء « خلق » بر وزن « ورق » به معناى فرسودگى و كهنه شدن است . ( 6 ) . « جدّه » تازه و نو بودن است ، اين واژه معناى اسمى نيز دارد و به معناى جديد و نو است . » ( 7 ) . « احداث » جمع « جدث » بر وزن « هوس » به معناى گور و قبر است . ( 8 ) . « لا يحفلون » يعنى اعتنا نمىكنند . از ريشهء « حفل » بر وزن « حرب » به معناى اعتنا كردن و اهميّت دادن گرفته شده است .